أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

353

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

على همچنان به صورت مستقل بر مكه حكومت كرد ، جز آن كه حكومت اخير او چندان بر وفق مراد او نبود ، زيرا اشراف مكه كه وى در ابتدا آنان را راضى كرده بود ، متوجه خشونت وى شده ، از وى برگشتند . وى گروهى از آنان را زندانى و به آن‌ها اهانت كرد . آنان نيز دشمنى با وى را آغاز كردند . اين دشمنى چندان شدت گرفت تا آن كه مردم گرفتار رنج فراوان گشتند و فتنه و اضطراب بالا گرفت و امنيت از ميان رفت . تجّار نيز كه اين ناامنى را دريافتند ، بسيارىشان به ينبع گريختند تا از اين هرج و مرج نجات پيدا كنند . اين وضعيت ادامه يافت تا آن كه دشمنانش بر او غلبه كردند و وى را در شوال سال 797 كشتند . « 1 » محمد بن عجلان زمانى كه على كشته شد ، محمد فرزند سوم عجلان به امارت رسيد . او تلاش كرد تا اوضاع مكه را آرام كند و از چركسىهاى مصر و اهالى مكه تأييد بگيرد . اما به خاطر ضعفش در ادارهء بلاد قادر به اين كار نبود و بدين ترتيب بىنظمى و آشوب رواج يافت و غارت و قتل تشديد شد . يكى از فرماندهان - و شايد از چراكسه - چيزى از بيت‌المال دزديد و به برخى از يارانش پناه برد . در اين وقت ، ميان او و برخى از حجاج در مسجد درگيرى پيش آمد و به روى هم شمشير كشيدند . اين نبرد به خيابان‌ها كشيده شد و نيروهاى امير الحاج حلب از خيمه‌هاى خود در ابطح خارج شدند . از اين طرف نيروهاى نظامى از مراكز استقرار خود از جنوب مكه خارج شده ، به سمت شبيكه حمله بردند . ميان دو گروه نبردى درگرفت كه نيروهاى نظامى غلبه كردند . كار به همين جا خاتمه نيافت . برخى از غارتيان و لصوص بر دامنهء ناامنى افزودند و شروع به غارت اموال حجاج و اهالى كردند . دامنهء اين غارت در روز ترويه به مكه و راه عرفات و در شب‌هاى منى به مسير مأزمَين و مسير مزدلفه هم كشيده شد . آنگاه اوضاع

--> ( 1 ) . منائح الكرم ، ج 2 ، ص 394 .